نوشته های برچسب خورده با ‘عشق + دوزن + دودختر + سکس + همجنس گرا + زن همجنسگرا + لزبین + سکس دختر’

بدون مقدمه باید گفت که سعی کنید قدرت خود را درک کنید و اجازه ندهید از شما سوء استفاده شود

زندگی جدیدی را شروع کنید

اگر از شوهر شما که به زور با شما سکس میکند و گاه و بی  گاه میخواهد از شما کام جویی کند ولی به شما توجهی ندارد باید بدانید که از زن بودن خود هیچ نمیدانید

شما زیبا و لطیف و خواستنی هستید از نوک پا تا سر شما ذره ذره ریباست و دوست داشتنی

بوسیدن دست و پای شما ارزوی یک مرد است

از شوهر خود بخواهید که با شما خوب رفتار کند وگرنه سکس با او را به حالت تعلیق درآورید

شما حتی میتواند که از شوهر یا دوست پسرخود بخواهید که فقط به شما سرویس دهد بدون اینکه با شما سکس داشته باشد

حتی میتوانید از او بخواهید اگر خیلی نیاز به سکس دارد در جلوی شما استمنا کند ،ولی این شما هستید که اگر بخواهید به او سکس میدهید

اگر خسته اید و حوصله شوهر را ندارید با دوستان خود بیرون بروید و تفریح کنید. میتوانید از مردان دیگر هم بخواهید که همراه شما به تفریح بیایندو از وجودتان کاملا لذت ببرید، در طولی این مدت از همسر خود بخواهید که به کارهای منزل برسد و امورخانه را مرتب کند

اگر مزد شما مخالفت کرد سکس به او ندهید آنوفت او مثل یک پاپی برای شما دم تکان میدهد و به التماس میافتد

خیلی از مردان میفهمند و به نیازهای شما فکر میکنند و دیگر به شما مثل سکس توی نگاه نمیکنند

ولی اگر مرد شما سرسخت بود و فکر میکرد در مقابل یک زن همیشه قوی تر است و میتواند با اصرار و زور بازو از شما سکس بگیرد نگران نباشید

کنترل مرد در داشتن سکس با شما به خود شما بستگی دارد. شما اجازه میدهید یا اجازه نمیدهید

تکرار کنید شما اجازه میدهبد یا اگر حوصله نداشتید اجازه نمیدهید

برای کنترل این امر ابزارهای متفاوتی هست اگر دید شوهر شما بر شهوت خودش نمیتواند غلبه کند از  کیت مخصوص آن استفاده کنید این کیت در انواع پلاستیکی و فلزی وجود دارد و برای کنترل آلت تناسلی مردان طراحی شده است و نام آن چستیتی بلت است

به سادگی آنرا روی آلت شوهرتان نصب کنید و شب هنگام اگر مایل به سکس بودید میتوانید با کلید قفل انرا بازکنید و به  مرد اجازه دهید که

سکس کند و ارضا شود وگرنه چون کلید آن دست شماست او نمیتواند سکس کند ولی میتواند در اختیار شما باشد و به نیازهای شما رسیدگی کند و حتی فقط عشق بازی کند یا فقط شما را ماساژ دهد ، دیگر نمیتواند راست کند و به شما حمله ور شود و آلت خود را به زور به شما فرو کند. ا. باید رضایت شما را بگیرد تا شما قفل آنرا باز کنید . نگران نباشید او میتواند کماکان به زندگی ادامه دهد و از آلت خود برای ادرار کردن استفاده کند فقط نمیتواند آنرا داخل شما فرو کند و  ارضا شود

اگر هم مشخص شد که اوبرای شما و لذت شما ارزشی قائل نیست خوب وقت آن است که اورا ترک کنید مطمئن باشید مردی که زنش را دوست نداشته باشد و به خواسته های او احترام نگذارد شایسته هیچ لذتی نیست ، شما در هر سنی باشید هیچگاه تنها نیستید ، کافی است پرفایل خود را در سایت بگذارید تا ببینید چقدر مرد حاضر هستند با دسته گل به دنبال شما بیایند و در اختیار شما باشند. اگر مرد شما برای درک این مفهموم ساده مشکل دارد وقتش است نشانش دهید

شما به عنوان یک زن نیازهای بسیار متفاوتی دارید که همیشه مردها آنها را نادیده میگیرند باید به آنها آموزش دهد که در ازای وجود زیبا و بارزش شما در کنارش باید به فکر شما باشد وگرنه کسان دیگری زحمت او را میکشند

میبینید که همه چیز در اختیار شما است

—————————————-

سوالات خود را در بخش کامنت پست کنید

کپی برداری از این وبسایت پیگرد قانونی دارد

درحالیکه در قرن 21 زندگی میکنم مهمانی از سوئد به خانه ام دعوت کرده بودم

این خانم دستگاهی را نشانم داد که شبیه آلت مردانه بود و پورت یواس بی داشت و به نوت بوکش وصل میشد و با سرعتهای متفاوتی  میلرزید

او گفت که همیشه این ویبراتور را  به همراه دارد و برای خانم ها بسیار ضروری است

ماهها تلاش کردم که ویبراتوری دخور خودم پیدا کنم

متاسفانه نبود . در کشوری که روزانه صدها تن مواد مخدر و مشروبات وارد و توضیع میشود فقط ویبراتور حرام و ممنوع است

در جامعه مردسالار مذهبی زن ها و نیازهای گسترده آنها اصلا دیده نمیشود

وزارت بهداشت که وزبرآن یک خانم است میشود بفرمایند که ایراد خریدن ویبراتور چیست و چرا باید زنان ایران از هزاران نوع ویبراتوری که سراسر زنان جهان استفاده میکنند محروم شوند و به جسم و روح آنها آسیب بخورد؟

یعنی ایشان فرق بین زن و مرد را از لحاظ فیزیکی نمیفهمد ؟

ساعتها از زمان عصر گذشته بود و در ترافیک شلوغ خیابان ولی عصر به ونک در حال کلاچ ترمز بودم

جلوی من ماشین پرایدی بود که   خانمی راننده آن بود و دقایقی پیش در جلوی شرکت ماشین های اداری ایران خانمی دیگر را که دوستش بود سوار کرده بود.

خانم دوم آب میوه ای در دست داشت که در طول راه با خنده و شادی بسیار آنرا مینوشیدند

رفتار آنها آنقدر شیرین بود که نمیتوانستم بی توجه باشم

وقتی دیدم خانم سمت راست با دست خود  صورت خانم راننده را نوازشی کرد بیشتر کنجکاو شدم که بدانم

وقتی به سمت خیابان ملاصدرا رفتند من به دنبال آنها حرکت کردم و کماکان در پشت آنها حرکت کردم

دقایق بسیار گذشت و سپس در خیابان شیراز به فروشگاه ندیم رسیدیم

آنها پارک کردند و من هم بدنیال آنها به داخل فروشگاه رفتم

خنده های آنها را میدیدم که چگونه بعد از یک روز کاری و خسته و دودی باز هم سرحال رو شاداب بودند

چیری که در عصر یک روز کاری در شهر بزرگ و شلوغ و دودی در هیچ کس شاید نتوان یافت حتی زوجهای جوان

خانم مسن تر حدود 40 ساله و خانم جوان تر حدود 30 ساله به نظر میرسید . در فروشگاه اسمهای آنها را متوجه نشدم ولی در قسمتی که خواستند لبنیات بردارند خانمی که مسن تر بود به دیگری  گفت این را برای فردا صبح برایت آماده میکنم عزیزم

خانم جوانتر با نگاهی پراز حرارت و عشق لحظه ای درنگ کرد و ناخود آگاه دست خانم مسن تر را گرفت و محکم فشار داد. که شاید جواب او بود به معنای دوستت دارم

مطمنئن شده بودم که آنها بسیار علاقه مند و نگاهای عمیقی به یکدیگر میکنند و اگر در ایران نبود دختر جوانتردوست زیبارویش رو بغل کرده بود ولی در آن لحظه به همان اکتفا کرد

من که اشک در چشمانم جمع بود میدیدم که چگونه این دو مثل دو مرغ عشق شانه به شانه حرکت میکنند و از بودن باهم لذت میبرند

دیگر مردی نبود که اخم کند و بخواهد با سردی پاسخ اورا بدهد

من پس ار اتمام خرید مسیر را با آنها ادامه دادم . آنها سپس به خشک شویی رفتند و دولباس و 3 مانتو را از خشک شویی گرفتند و به سرعت به ماشین بازگشتند

در طول حرکت آنها مدام با هم صحبت میکردند و بی توجه به بیرون ماشین بودند

هرچه بیشتر میرفتم بیشتر زیبایی عشق را بین این دو میدیدم

به خانه ای رسیدیم ، خانم جوان تر درب پارگینگ را باز کرد و من در سوی دیگر کوچه بی اختیار ایستاده بودم ، دوست داشتم بدانم آیا خانم راننده میرود که دیدم نه هردو مشغول آوردن خریدها به منزل هستدر پارکینگ بسته شد من در حالیکه از توری پایین پارکینگ تایر ماشین را میدیم که متوقف شد و صدای بیب قفل شدن ماشین شنیده شد . آخرین صحنه ای را که دیدم دو پای رو بروی دوپای دیگر بود که به آهستگی به هم نزدیک شدند و ایستادند

میتوانستم حدس بزنم که آنها یکدیگر را در آغوش گرفتند تا حتی لحظه ای را هم از دست ندهند

برای اولین بار بود که  در کشور پوسیده و تابو زده خودم عشق واقعی  را بین دو خانم  دیدم

بی شک آن عشق پاکترین عشق بود چرا که نه به خاطر پول بود نه به خاطر مقام و نه به خاطر رقابت و پدر مادر یا هر مزخرف دیگر هرچه بود فقط عشق بود