نوشته های برچسب خورده با ‘استمنا دختر خوشگل سکس زن زیبا مرد iran persian’

bt

جواب ساده است

زنان یکدیگر را بهتر درک میکنند و میدانند چگونه نیازهای جنسی و عاطفی یکدیگر را پاسخ دهند

درک این مسئله آسان نیست ولی پس از شکستهای متعدد عاطفی و خیانت مردان به احساس شما به تدریج میفهمید که چگونه یک رابطه سالم و مطمئن بدون دردسر را با همجنس خود آغاز کنید. زیبایی و شیرینی این رابطه به قدری است که دیگر به مردان باز نخواهیدگشت مگر برای تفریح و خنده

 C.J._and_Abby_kiss_(screencap_of_LA_Law_episode)

دیگر متوجه میشوید که احساس پاک خود را در پای مردان نریزید و رابطه عمیق عشقی خود را با کسی که از جنس شماست و تمامی احساسات شما را درک میکند برقرار کنید

بله در جوامع کنونی حس تعلق و اطمینان و آرامش در رایطه با زنان نهفته است بدین دلیل بسیاری از افراد مشهور هم پس زندگی زناشویی و تشکیل خانواده نتوانستند در رایطه با مرد بمانند و راه مطمئن ارتباط با همنجس را پیدا کردند

همیشه بدانید که مرد  از جنس دیگری است و هیچگاه نمیتواند تمامی نیازهای مختلف شما را برآورده کند حتی مردان به سختی میتوانند درک کنند که شما چگونه به ارضای روحی و جسمی میرسید

البته گناه مردان نیست این طبیعت آنها هست و آنها برای باورکردن زن ساخته شده اند و شهوت و هورمونهای آنها برای هر جنس مخالفی به قلیان در میاید و بودن در یک رایطه برای مرد نوعی درد و محدودیت است

Brookside_lesbian_kiss

وقتی با مرجان آشنا شدم روابطم اندک اندک گسترش پیدا کرد دیگر در نبود او احساس خلا میکردم

وقتی خبر باز شدن کافی شاپ را شنیدم خیلی هیجان زده شدم

دوست های زیادی آنجا پیدا کردم

در حقیقت مرجان دختر ساده با حجاب مشکی که همیشه زیبایی های بی نهایت اندامش را در زیر چادرش مخفی میکرد مسائل را برایم روشن کرد

اولین بار که دستم را گرفت در حال خوردن کافی بودیم که مرا دعوت به بازی کرد و درهنگام بازی و چیدن مهرها بانگاه نافذش مرا سراسر اسکن میکرد

دیگر لازم نبود که خیلی در کافی شاپ حجاب داشته باشیم

چادر خود را کنار میزد و من متوانستم اندام نیمه لخت اورا ببینم

اولین بار او به من گفت که چه دستان زیبایی دارم

خوشحال بودم که هیچ مردی در آنجا نبود هیج آقا بالاسر یا غیرتی که مزاحم ماشود

برای اولین بار لذت میبردم که در جایی هستم که میتوانم بدون ترس با همجنس خود ارتباط برقرار کنم

دلم برای لمس دستهای لطیف مرجان تنگ بود

هیچگاه تماس با یک مرد این حس قشنگ را به من نداده بود

به بهانه نماز خواندن مرجان چادر خود را به من داد من هم بدنبال او به وضوخانه رفتم

چرا من این کافی شاپ را اینقدر دوست داشتم

از چه کسی باید تشکر میکردم که شانس بودن با مرجان را پیدا کرده باشم

از خودبیخود بودم و وقتی مرجان برگشت با نگاه عمیقش به من فهمید که به او فکر میکنم

جانماز قشنگی داشت و پهن کرد و حالا با پاهای زیبایش روی آن ایستاد

من نماز نمیخواندم و روبروی او پشت به دیوار نشستم

در نمازخانه کافی شاپ هیچ کس نبود

آمد روبرویم نشست چادر را گرفت و دستانش را روی صورتم گذاشت

دیگر نفهمیدم چه شد فقط چشمهایم رفت

لحظه ای که به خود آمدم صورت مرجان داشت از صورتم دور میشد ولی عطر نفسهایش در بینی من بود

احساس گرمای شدید میکردم مرجان به نماز ایستاد

با زبانم عطر اورا از روی لبانم میچشیدم

———– ادامه در قسمت دوم —————-

با خود رو راست باشیم

همه ما استمنا میکنیم همگونه که هروزغدا میخوریم

غذا میخوریم چون قانون طبیعت است برای بقا لازم است

استمنا هم قانون طبیعت است

از همان کودکی شروع و در بلوغ کامل و جز نیازهای ضروری بدن است

آنقدر این نیاز قوی است که اگر هم فرصت انجامش نشود در موقع خواب بدن آنرا انجام میدهد

چرا انکارش میکنیم؟

چون اسلام و مذهب گفته گناه است

ولی حقیقتی است که حتی مسخره بودن اسلام را ثابت میکند

چگونه ؟

نمیتوانید استمنا نکنید

به همین سادگی

این غریزه آنچنان قوی است که بدون آن بدن دچار اختلال میشود

همه آنرا انجام میدهند

حتی در سن پیری و کهنسالی

حتی در سن 80 و نود سالگی

فکر نکنید که سکس جای آنرا میگیرد زنان و مردان هرکدام از استمناء لذت جداگانه ای میبرند که با سکس متفاوت است

هرچه سن بالاتر میرود میزان استمناء هم بالاتر میرود

تمامی ندارد تا نفس میکشید این قوه مثل حس گرسنگی و تشنگی قوی و زنده است

پس بیایید  باور کنیم که همه این کار را ( که به دلیل مسخرگی و خرافات دینی گناه نامیده شده است)   انجام میدهیم